در این پست 3 پروژه آمار برای دانلود گذاشتیم که مخصوص دانش آموزان دوم دبیرستانی می باشد.

موضوع : تاثیر رایانه بر تحصیل دانش آموزان
تعداد صفحه : 50 صفحه
توضیحات : دارای تمام نمودار ها (میله ای ، چندبر ، دایره ای ، جعبه ای و ... ) و واریانس ، انحراف معیار و ضریب تغییرات
موضوع : تأثير موسيقي بر يادگيري
تعداد صفحه : 53 صفحه
توضیحات : دارای تمام نمودار ها (میله ای ، چندبر ، دایره ای ، جعبه ای و ... ) و واریانس ، انحراف معیار و ضریب تغییرات
موضوع : نمره مستمر جبر و احتمال
تعداد صفحه : 9 صفحه
توضیحات : دارای تمام نمودار ها (میله ای ، چندبر ، دایره ای ، جعبه ای و ... ) و واریانس ، انحراف معیار و ضریب تغییرات. بدون مقدمه و نتیجه گیری
داغ گرانی بر دل مولا نشسته است. علی بعد از فاطمه چه کند؟
راز دل خویش را به چاه خواهد گفت.
یا رسول الله لقد استرجعت الودیعه
علی و تنهائی
ای وای!

خم کرد پشت زمین را، ناگاه داغ گرانت
هفت آسمان گریه کردند، بر تربت بی نشانت
غمگین و خاموش و خسته، با بالهائی شکسته
تا باغ خورشید پر زد، از این قفس مرغ جانت
وقتی که می رفتی آن روز، از دور آیا ندیدی
بغض غریب علی را، در شیون کودکانت
جز عشق و خوبی چه کردی، جر رنج و حسرت چه دیدی
نا مهربانان چه کردند، با آن دل مهربانت
تواشیح | دانلود |
| داغ گران |

عهد و پیمان ها را پاس بدارید به خصوص با وفاداران.
( پس از
پیروزی در جنگ جمل، وقتی اسیران جنگ با امام بیعت می کردند،خطاب به مروان بن حکم
فرمودند.)
حکمت 155نهج البلاغه

روزی امیر المومنین علی (علیه السّلام) داخل مسجد شد . جوانی گریان را دید که چند نفر اطرافش را گرفته او را از گریه باز می دارند . به سوی او آمد و فرمود : چرا گریه می کنی ؟ جوان گفت : شریح قاضی درباره ام حکمی کرده که معلوم نیست حکمش روی چه اصلی است ؟ این چند پدرم را ا خود به مسافرت بردند ، اینان از سفر برگشتند ولی او برنگشته است از حال او می پرسم می گویند : مرده است ، از اموالش جویا می شوم می گویند : چیزی نداشته است ، چون قسم یاد کردند . گفت حقی بر آنان نداری زیرا قسم خورده اند پدرت چیزی نداشته است . ولی پدرم که از اینجا حرکت کرد ، اموال بسیار همراه داشت . امیر المومنین علی (علیه السّلام) فرمود : پیش شریح برگرد . برگشتند ، آن حضرت به شریح فرمود : بین اینها چطور داوری کردی ؟ شریح جواب داد : چون ادعا کرده ، پدرش اموالی همراه داشته است و چون بر ادعای خود گواه نداشت ، از ایشان قسم خواستم ، همگی قسم خوردند که او مرده است و اموالی هم نداشته است .
حضرت فرمودند : ای شریح اینگونه بین مردم حکم می کنی ؟ شریح گفت : پس چه کاری انجام دهم ؟ حضرت فرمودند : به خدا قسم الان طوری میان اینها داوری کنم که تا کنون هیچ کس به جز داوود پیغمبر چنین داوری نکرده است ! آنگاه رو به قنبر کرد و فرمود : ای قنبر چند نگهبان حاضر کن . چون حاضر شدند هر یک از آنها را مأمور 5نفر کرد . آنگاه حضرت به آنان خیره شد و فرمود : خیال می کنید نمی دانم با پدر این جوان چه کرده اید ؟ به نگهبانان فرمودند که : سر و صورت هر یک پوشانده و در پشت یکی از ستون های مسجد جای دهند . نویسنده خود عبید الله بن ابی رافع را پیش خواند و فرمود : کاغذ و قلم بردار و اقرارشان را بنویس . امیر المومنین علی (علیه السّلام) بر مسند قضاوت تکیه زد ، مردم نیز گرد آمدند . آنگاه به مردم فرمودند : هر وقت من تکبیر گفتم شما نیز همه با هم تکبیر بگویید . یکی از 5 نفر را طلبید و سر و صورتش را باز کرد و به نویسنده خود فرمود : قلم در دست بگیر و آماده نوشتن باش .
امیر المومنین علی (علیه السّلام) از آن نفر پرسید : در چه روزی با پدر این جوان بیرون آمدید ؟ فلان روز ، در چه ماهی از سال ؟ فلان ماه ، در چه سالی ؟ فلان سال ، کجا رسیدید که پدر این جوان مرد ؟ فلان جا ، در خانه چه کسی ؟ فلان شخص ، مرضش چه بود ؟ چند روز بیمار بود ؟ در چه روزی مرده است ؟ چه کسی او را کفن و دفن کرد ؟ پارچه کفنش چه بود ؟ چه کسی بر او نماز خواند ؟ چه کسی او را در قبر نهاد ؟
چون بازجوئی کامل شد ، حضرت تکبیر گفت و مردم هم همگی تکبیر گفتند . گواهان دیگر که صدای تکبیر را شنیدند ، یقین کردند که رفیقشان اقرار کرده است . آنگاه سر و صورت اولی را بسته و به زندان بردند . حضرت دیگری را خواست و سر و صورتش را باز کرد و فرمود : گمان می کنید نمی دانم چه کرده اید ؟
آن مرد گفت : به خدا من یکی از 5 نفر بودم و به کشتنش مایل نبودم . حضرت یک یک آنان را طلبید و همگی به کشتن و بردن اموالش اعتراف کردند ، زندانی را آوردند او نیز اقرار کرد . لذا حضرت آنان را به پرداخت خونبها و اموال مجبور کرد . داوری که به پایان رسید ، شریح پرسید داستان داوری داوود پیغمبر چه بوده است ؟ حضرت فرمودند : حضرت داوود در کوچه به بچه هایی که بازی می کردند برخورد کرد دید ، یکی از آنها را مات الدین یعنی (( دین مرده )) می خوانند ، داوود او را صدا زد و فرمود چه نام داری ؟ گفت مات الدین ، فرمود : چه کسی تو را به این اسم نامیده است ؟
گفت : پدرم ، داوود نزد مادرش رفته و نام فرزندش را پرسید ؟ زن گفت : مات الدین ، فرمود : چه کسی او را مات الدین نام گذاشت ؟ گفت پدرش ، حضرت علتش را پرسید ؟ مادر گفت : چندی قبل که این پسر را در شکم داشتم ، پدرش به اتفاق چند نفر به سفر رفته بود همراهانش برگشتند ولی او بر نگشت ، از حالش جویا شدم گفتند مرده است ، اموالش را مطالبه کردم گفتند چیزی نداشته است ، گفتم وصیتی نکرده است ؟
گفتند چون می دانست تو آبستنی وصیت کرد فرزندت را چه پسر و چه دختر مات الدین نام گذاری . من هم بنا به وصیتی که او کرده بود ، او را به این اسم نامیدم . داوود فرمودند : همراهان شوهرت را می شناسی ؟ گفت : آری ، فرمود: زنده اند یا مرده ؟ گفت : زنده اند ، فرمود : مرا نزد آنان ببر . زن ، حضرت داوود را نزد آنان برد ، حضرت هم همین حکم را بین آنان اجراء کرد و خونبها و اموال مقتول را برایشان ثابت نمود و به زن فرمود : فرزندت را عاش الدین (دین زنده ) نام گذاری کن .

حکایت ما ، حکایت مردمانی است که از پشت شیشه های غبار گرفته می خواهند خورشید را ببینند!
حکایت ما ، حکایت دوری از خورشید نیست! ما از خودمان دور شده ایم. دورِ دور...
برویم دست به دامن آیه های خدا شویم. برویم به سرشاخه های نور چنگ بزنیم.
تا نردبانی برای آسمان پیدا کنیم.
ما جمعه ها ، تو را نشان کرده ایم که راه را گم نکنیم.
و تمام لحظه هایمان نیازمند هبوط توایم...
منبع : کتاب سالنامه حدیثی محض یار مهربان ویژه امام عصر
این خاطرات روایت های دست دوم است برای دسته سومی که شهریاری را با شهادتش شناختند.

.......
ادامه مطلب...
از سرور زنان جهان فاطمۀ زهرا دختر سرور پیامبران علیهاالسلام نقل شده که از پدر گرامیش سؤال فرمود : پدر جان جزای آن زن و مردی که نسبت به نماز سستی کنند چیست؟

پیامبر گرامی اسلام فرمود : ای فاطمه جان ، هر مرد و زنی که به نماز اهمیت نداده و نسبت به نماز سستی بورزد ، خداوند او را به پانزده بلا دچار می کند که 6 بلایش در دنیا و 3 بلا در هنگام جان دادن و 3 تا در قبر و 3 تا در روز قیامت خواهد بود ، اما بلاهایی که در دنیا گرفتارش می شود :
1- خداوند برکت را از عمرش برمی دارد.
2- برکت را از رزقش بر می دارد.
3- سیمای صالحین را از صوررتش تغییر می دهد. (شباهت ظاهری هم به خوبان ندارد)
4- در برابر عمل خوبی که انجام دهد پاداشی نخواهد داشت.
5- دعایش به آسمان بالا نمی رود (و مستجاب نمی شود).
6- از دعای صالحین و خوبان هم فایده ای نمی برد و به او بهره ای نمی رسد.
و اما بلاهای هنگام مرگ :
1- با ذلت می میرد.
2- گرسنه می میرد.
3- تشنه می میرد به نحوی که اگر همۀ رودهای دنیا را بنوشد ، باز تشنه است.
و اما بلاهای در قبر :
1- خداوند ملکی را بر او مسلط می کند تا شکنجه اش کند.
2- قبرش تنگ و در فشار خواهد بود.
3- قبرش تاریک خواهد بود.
و اما بلاهایی که روز قیامت دچارش می شود :
1- خداوند ملکی را بر او مسلط می کند تا او را به صورت بر زمین بکشاند در حالیکه همۀ خلائق به او نگاه می کنند.
2- در رسیدگی به حسابش سختگیری می شود.
3- خداوند به او نظر رحمت نمی کند و او را پاک نمی فرماید و عذاب دردناکی برای او خواهد بود.
سر چشمه : چهل گوهر از زهرای اطهر سلام الله علیها ، گردآوری و ترجمه: سید مهدی موسوی

از این فیلتر شکن ها که وارد دنیای انسان ها شده اند می
توان به تعصب غیر صحیح، تقلید کور کورانه، پیروی کردن از اکثریت، مد گرایی،
پیروی کردن از عادات زشت اجتماعی و غیره اشاره نمود .
وقتی انسان مرتکب
گناه می شود به مرور و تکرار گناه ها خودش را از خدا دورتر می کند و کم کم
گناهان فیلترهایی می شوند که مانع ارتباط انسان با خدای خودش می گردند در
این نوشته قصد داریم فیلتر شکن هایی رو معرفی کنیم که با استفاده از انها
هیچ فیلتری نمی تواند مانع شما شود.
1- نماز: بهترین فیلتر شکن دنیا که
خود خدا هم زیر این فیلتر شکن را امضا و مهر کرده خصوصیت مهم این فیلتر شکن
این است که مانع می شود انسان با گناه کردن فیلترهایی رو بین خودش و خداش
ایجاد کند ... اگه باور ندارید این آیه رو بخوانید " ان الصلاه تنهی عن
فحشا و المنکر عنکبوت/44
2- قرآن : لنگه نداره همه کسانی که متخصص هستند از این فیلتر شکن بی بدیل استفاده می کنند و جلوی کلام خدای تبارک و تعالی زانو می زنند برای استفاده از این فیلتر شکن آن را بخوانید و بفهمید و به آن عمل کنید.
التماس دعا

دانــلــود آهــنــگ مـــادر
نام خواننده : سامی یوسف
مدت آهنگ : 5 دقیقه
متن آهنگ : گریه کردم ، مثل ابرها ، بی تو مادر ، شد دل من ، جای غصه ها ، بی تو مادر ، رسول خدا گفت ، بهشت زیر پای توست ، بخواب مادر ، برای همیشه ، قلبم فقط جای توست ، بخواب مادر ، رفتی و من تنها ماندم ، با غصه و غم ها ماندم ، گر که تو را آزردم من ، مادر حلالم کن ، بعد از تو من بی پناهم ، ای که بودی تکیه گاهم ، خیز و بنگر اشم و آهم ، مادر حلالم کن.

منشور ملکوتی فاطمه (س) را از ابعاد مختلف باید نگریست. معدود زنانی نامهای خود را بر گذرگاه تاریخ حک کرده اند. اما اینان زنانی بوده اند که یک شاخه از نهال وجودشان را به باروری و تجلی نشسته اند. نام آسیه را دستهای شهامتش حک کرده است و نام مریم را چشمهای قداستش و حتی نام خدیجه را قلب رأفتش. اما شخصیت فاطمه (س) منشوری چند بعدی است که با افق دیدهای مختلف شایسته بذل توجه است.
فاطمه (س) و علی (ع)
فاطمه کسی است که با نه سال زیستن همگام با علی ، در گام گام علی و لحظه لحظه علی ، و تنفس علی و سرنوشت علی تأثیری جاودانه و ملموس می کند. فاطمه کسی است که تبسم را بر لبان علی نقش می بندد. فاطمه کسی است که خستگی مجادله نابرابر علی را با حرامیان از از سرانگشتان قلبش بیرون می کشد. فاطمه کسی است که چهارچوبه خانه کوچک و صمیمی علی را بر دفتر تاریخ با خطوط ابدی ترسیم می کند. فاطمه التیام بخش جگر دندان خورده علی است. فاطمه کسی است که صبر را در جان علی می ریزد و میوه حلم از چشمان او می چیند. فاطمه عصارۀ مظلومیت علی است. فاطمه کسی است که پاهای علی را در مقابل یتیم به لرزه می افکند. فاطمه اشک علی است ، قلب علی است. در انتخاب مادر از میان دو زن ، مهر فاطمه است که در قلب علی قضاوت می کند. فاطمه الهام بخش وحدت در خانواده پراکنده اسلام است.
فاطمه و خدا
به تحقیق می توان گفت که یکی از زیباترین ، ملکوتی ترین ، مقدسترین و در عین حال دست نیافتنی ترین و ناشناخته ترین رابطه ها ، رابطه فاطمه با خداست. بنای آسمان و زمین و روشنایی ماه و خورشید و گردش افلاک و وسعت دریاها به اعتبار او و خاندان اوست.
«و عزتی و جلالی انی ما خلقت سماء مبیّنه و لا ارضا مدحیه و لا قمرا منیرا و لا شمسا مضیئه و لا فلکا یدور و لا بحراً یجری و لا فلکا یسری الا لاجلکم و محبتکم».
وجود او بزرگترین و کافی ترین فلسفه آفرینش زن است همچنانکه وجود خاندان او بهانه خلق آفرینش. برای او همین افتخار بس که خداوند به پالایشش همت گماشته است و پاکی را در وجودش به ودیعت نهاده است.
«انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا». او مظهر عطوفت خداوند و سمبل رأفت و مهر الهی است. مگر نه اینکه در محشر مفتاح جنت در دستان مبارک فاطمه است و اذن دخول بهشت ؛ رضایت و محبت اوست؟!
فاطمه به عنوان تمامیت حسین
فاطمه بنیانگذار قیام حسین است. اوج طنین خروش حسین است ، حسین در منی از حنجره مادر ، فاطمه فریاد می کشد. فاطمه آمیزۀ شکوهمند مظلومیت و فریاد حسین است. فاطمه انگیزۀ غرورآمیز صبر حسین است ، فاطمه حضور خدا در عاشورا است. فاطمه ظهور جلوه حق در کربلاست. فاطمه یقظه حسین است ، جذبه حسین است. فاطمه رغبت حسین برای لقای معشوق است. در کربلا فاطمه است که نوه ها را داماد می کند. فاطمه است که قلب دشمن را با دوست پیوند می دهد. فاطمه حلاوت شهادت است. حسین والی فاطمه است در کربلا و منادی اوست در عاشورا. شیر فاطمه است که در وجود حسین می خروشد و خون فاطمه است که از حنجره حسین می جوشد. فاطمه قدرت گامهای حسین است. جوهر فریاد حسین است. حسین ، علی اکبر را به یادواره فاطمه به میدان می فرستد. در شهادت برادر ، فاطمه است که در قامت حسین می شکند. حسین تبلور فاطمه در عاشورا است. انی لا اری الموت ... یادگار فاطمه است بر قلب حسین. حسین فاطمۀ محض است و فاطمه ، حسین محض و حسین بی فاطمه ...
فاطمه و حسن
حسن بُعد دیگر منشور فاطمه است. حسن شیر صبر از جان مادر نوش کرده است. حسن بلوغ بردباری فاطمه است. پاره های سرخ جگر فاطمه است که بر طشت می ریزد. حسن در تداوم سکوت علی و مظلومیت فاطمه است که صبر می کند. حسن از مادر آموخته است که جز به مصلحت اسلام نیندیشد. حسن از مادر آموخته است که چگونه تخم انقلاب بنشاند. حسن «استعد لسفرک» را از دستهای مادر به ارمغان گرفته است. حسن خروش در مقابل پسران طلقارا طنین از فریاد مادر گرفته است. حسن از مادر آموخته است که حتی در دعا و استغفار هم «الجار ثم الدار». حسن به استدلال «امامتنا امانا من الفرقه» فاطمه است که امام است و برای «نظاماً للّمله» است که طاعت می طلبد.
فاطمه و زینب
زینب ، فاطمۀ کربلاست و تجلی فاطمه در زینب عاشوراست. در کربلا زینب رسول فاطمه است. خلیفۀ تام فاطمه است. پیام فاطمه را می خواند. حضور فاطمه را فریاد می کشد. با هر جنازه ای که بر دست می گیرد قطره ای از جام صبر فاطمه را مزمزه می کند. در بارگاه یزید زینب به تداعی خطبه مادر در مقابل دشمنان پدر خطبه می خواند. در کربلا زینب محبت مادر را در جان برادر می ریزد. زینب یادگار مادر را پاس می دارد. در شام ، فاطمه است که بر ترحم زهرخند می زند و صدقه را خشم می کند و بر پای دشمنان پسر برادر ، زنجیر لعن می افکند. و همچنانکه جسارت را بر علی تحمل کرده بود بر فرزندان خویش به جان می خرد. چشمان زینب در زیر دستهای محجوب فاطمه به خواب رفته است. زینب با بوسۀ محبت فاطمه چشم از خواب گشوده است.
فاطمه و محمد (صلی الله و علیه و آله)
فاطمه افتخار محمد و نمونه اعلا و بارز دانشگاه محمد است. محمد «انی بعثت لاتمم مکارم الاخلاق» را به دلگرمی فاطمه فریاد می کشد. فاطمه پاره جگر محمد ، بضعه محمد است. فاطمه کسی است که رضایت محمد (ص) در گروی رضایت اوست. فاطمه برگ برنده محمد در مقابله با جاهلیت و سبعیت و کفر است. فاطمه تنها کسی است که پیامبر پس از هر جهاد طاقت فرسا به دیدار او می رود و خستگی را در عمق چشمان مهربان او گم می کند. فاطمه همان کسی است که پیامبرش برترین زن در آفرینش نام نهاده و به لقب عارفانه «ام ابیها» مفتخرش ساخته است.
منبع : خدا کند تو بیایی (مقالات ادبی) ، سید مهدی شجاعی





--- 






